یک زن استرالیایی برای پیدا کردن خواهرش وارد لندن میشود و متوجه میشود که او با یک باند قاچاق هروئین درگیر شده است. خود این باند تحت حمله یک رقیب ناشن…
مردی در هتلی در لندن مرده پیدا میشود. چاقو هنوز در سینه مقتول فرو رفته است و بازرس پرکینز به طرز عجیبی یک چشم شیشهای در جیب کت او پیدا میکند. کمی ب…
پسر یک مالک اسب مسابقه بریتانیایی با یک بنگاهدار تبانی میکند تا شانس اسب اصیل پدرش را برای برنده شدن در یک مسابقه مهم خراب کند.
یک قاتل خفهکننده در یک عمارت بریتانیایی آزادانه میگردد؛ او نه تنها قربانیان خود را خفه میکند، بلکه قبل از قطع کردن سرشان، حرف «M» را روی پیشانی آن…
گروهی از مأموران خودخوانده و نقابدار، تبهکاران را با طنابی که از موزه سیاه اسکاتلند یارد دزدیدهاند به دار میآویزند.
جنگ جهانی دوم. گروهی از اسرای جنگی متفقین در اردوگاهی آلمانی، تصمیم به فرار میگیرند. از بین همه، تنها دو نفر (کابرن و برانسن) موفق به فرار میشوند و …
پیرمردی که در یک شهر شرقی زندگی میکند، داستان زندگی خود را برای گروهی از بچهها تعریف میکند: او نیز زمانی پسربچهای به نام موک کوچک بود؛ بسیار شبیه …