در سال 1960، پسر یک مسافرخانهدار سختکوش که همه او را پسر اسنوتی مینامند، با محدودیتهای تنگ نظرانه شهر خود در تضاد است. اما استعداد او در طراحی به ا…
فرانز احساس راحتی و بسیار خوبی به عنوان یک افسر پلیس در ادارهای که هست میکند. اما او به یکباره به شهر مونیخ منتقل میشود که اصلا با روحیات وی سازگار…
زنی به شکلی توجیهناپذیر خود را از تمام تماسهای انسانی محروم میبیند، چرا که دیواری نامرئی و رسوخناپذیر ناگهان اطراف حومه شهر را محصور میکند. او به…