یک دستیار اداری که ممکن است معشوقه مشتری متوفی شرکتش بوده یا نبوده باشد، پولی از بیوه مرد متوفی دریافت میکند و از آن برای خرید سهمی در یک کازینو در د…
آوریل سال ۱۸۶۱، عمارت عظیم تارا در آتلانتا. « اسکارت اوهارا » ( لى ) در مىیابد که مرد رؤیایىاش، « اشلى ویلکس » ( هوارد ) به او علاقه اى ندارد و در…
یک استاد دانشگاه که اکنون دادستان شده است، به کمک دانشجویان سابق حقوق خود به مبارزه با فساد و جنایات سازمانیافته میپردازد.
یک دختر زیبای جنوبی خود را میان انتخاب بین دو خواستگار سرگردان میبیند.