این داستان داستان جوانان ازدواج کرده است که به کشاورزان مرغ تبدیل می شود.
یک زن معمار زیبا نقشهای جسورانه میکشد تا یک میلیونر خوشتیپ را متقاعد کند که بودجه یک پروژه جدید شهرکسازی را تامین کند.
یک زندانی سابق تلاش میکند با دختری ارتباط برقرار کند که حتی از وجود او نیز خبر ندارد.
یک خدمتکار روابط عاشقانهای را با یک مرد دو دوزه باز، یک میلیونر دائمالخمر و ارباب خانه تجربه میکند.
باچ ساندرز به دلیل خشونت بیش از حد در سایر کارهای پلیسی، به بخش گمشدگان منتقل شده است.
یک زن تبهکار که پس از مشارکت در سرقت از بانک زندانی شده است، به نقشهای برای فرار از زندان کمک میکند.
آیوی استیونز خواننده یک کافه است که عاشق یک فروشنده دغلباز میشود که در نهایت او را رها میکند. آیوی در تلاش برای خودکشی، توسط کارل، یکی از افسران ار…
کریس کریستوفرسون، ملوان قدیمی، مشتاقانه منتظر ورود دختر بزرگش آنا است که در پنج سالگی او را برای زندگی نزد بستگانش در مینهسوتا فرستاده بود. او از آن …