دو بازیگر بیکار پیشنهادی را که فکر میکنند یک کار بازیگری است از مردی ثروتمند میپذیرند، بدون اینکه متوجه شوند او به دو کارآگاه خصوصی واقعی نیاز دارد.
گروهی از راهبهها توسط شیاطین تسخیر میشوند و سپس در دوران تفتیش عقاید در یک سیاهچال وحشتناک شکنجه میشوند.
زن جوان و زیبایی با یک پیرمرد ثروتمند و نابینا ازدواج میکند. او در حین زندگی در آن خانه، از توطئهای برای قتل شوهر سالخوردهاش باخبر میشود.
«لوئیزا» به بالین مادر در حال مرگش «ادیت» در قلعه کارلشتاین فراخوانده میشود. مادرش قبل از مرگ به او میگوید که خاندان کارلشتاین خانوادهای از خونآشا…