فیلم داستان یک پناهنده شوروی بی پول است که عاشق یک خون آشام جوان عجیب و غریب می شود که تابستان را در کنار دریا با خدمتکار بی دست و پایش می گذراند و ..…
داستان سگی که نامش در عنوان فیلم آمده و در یک روایت قاببندیشده توضیح میدهد که چگونه از یک فیلمساز کمونیست بیکار به سگی با گرایشهای فلسفی تبدیل شد…