آمبروز ولفینگر، مردی سختکوش که تحت سلطه همسرش است، برای تماشای یک مسابقه کشتی از کار مرخصی میگیرد، اما این تصمیم پیامدهای فاجعهباری به دنبال دارد.
یک ترانهسرای مشتاق و یک مخترع بلندپرواز که یک دکه سیگارفروشی را اداره میکنند، درگیر ماجرای قتل یک ناشر موسیقی میشوند.
آوریل سال ۱۹۱۷، با آغاز جنگ سربازی اجباری ارتش آغاز میشود. در این میان لورل و هاردی نیز به اجبار به جنگ فرستاده میشوند و سادله لوحی آنها در جنگ ماجر…