مارکوس جولی، ناخدای یک کشتی در هامبورگ، استخدام میشود تا واکسنی را به بندری در آمریکای لاتین منتقل کند، اما وقتی این محموله ارزشمند توسط تبهکاران دزد…
مرد ثروتمندی هفت کلید را به هفت نفر از دوستانش وصیت میکند، اما تنها یکی از این کلیدها قفل دروازه رسیدن به ثروتی بیکران را باز خواهد کرد.