یک دختر نوجوان اهل شهری کوچک که تحت مراقبت شدید والدین محافظهکارش بزرگ شده است، سرانجام برای اولین بار به یک قرار عاشقانه میرود.
آمبروز ولفینگر، مردی سختکوش که تحت سلطه همسرش است، برای تماشای یک مسابقه کشتی از کار مرخصی میگیرد، اما این تصمیم پیامدهای فاجعهباری به دنبال دارد.
سام بیزبی مخترعی است که آثارش (مانند سوراخکلیدیاب برای افراد مست) چیزی جز فقر برایش به ارمغان نیاورده است. دختر او عاشق پسرِ مغرورترین فرد شهر است. …