کودکی شاهد حمله گروه لورنزوی پنجم به یک راهب است. راهب فرار میکند و در عمارت دونیا کارلوتا پناه میگیرد؛ کنتسی که با پسرش خوان و دخترش بئاتریز زندگی …
یک اتوبوس پر از توریست برای بازدید از یک شهر کوچک اروپایی توقف میکنند. چیزی که آنها نمیدانند این است که تمام ساکنان این شهر خونآشام هستند.