مارکوس باید خود را با زندگی جدیدی در کنار مادربزرگش در روستا وفق دهد. پس از اینکه امیلیا، دختر همسایه، حرفهای تحقیرآمیزی درباره پدر مارکوس میزند، پس…
او به شکلی معجزهآسا از مرگ نجات مییابد و به خانهای که در آن متولد شده بازمیگردد. اکنون عشق زندگیاش در آن خانه زندگی میکند. اما امید به خوشبختی ب…