شان پس از بازگشت از افغانستان، با آیک دوست میشود؛ یک تبشیری انجیلی با اراده قوی که تلاش میکند نجات و رستگاری شانِ آسیبپذیر را تضمین کند.
یک نجار مهاجر ایرلندی که از سواحل کوئینز راهی کاتسکیلز شده است، خود را در چنگال خستگی غیرقابلتوضیحی میبیند.