داستان انیمیشن در جنگل های برزیل اتفاق می افتد. Woody پرنده یک پرنده زبر و زرنگ است که در جنگل زندگی می کند و زندگی شاد و پرهیجانی دارد اما تا زمانی و…
اندی در روزنامه میخواند که والی والروس، مامور جمعآوری سگها، دارد میآید تا از هر صاحب سگی مبلغ ۳ دلار مالیات سگ بگیرد. او که تا حدی خسیس است، سگش ر…
دارکوب زبله یک بیمه عمر میخرد که ذینفع آن باز بزارد است؛ کسی که میخواهد هرچه زودتر پول بیمه را به جیب بزند.
والی والروس روزها میخوابد و به استراحت روزانه نیاز دارد، در حالی که همسایه دیوار به دیوارش، دارکوب زبله، شبها میخوابد و کارهای خانهاش را در طول رو…
دارکوب زبله در روزنامه میخواند که فصل شکار بلدرچین از ساعت ۵ صبح فردا آغاز میشود. او که نمیخواهد شکار بلدرچین را از دست بدهد، تصمیم میگیرد شب خوبی…
دارکوب زبله که بیکار شده است، از نداشتن سرپناه شکایت میکند. یک کلاهبردار چربزبان او را متقاعد میکند تا چند «لوبیا سحرآمیز» بخرد و قول میدهد که این…
دارکوب زبله در خواب است. او زیر پتویی از برف بیدار میشود و میبیند که هم زمستان و هم یک گرگ گرسنه در خانهاش را میزنند. گرگ قصد دارد دارکوب زبله را …
دارکوب زبله و والی در یک آپارتمان همسایه هستند. سرگرمی موردعلاقه دارکوب زبله بازی گلف است؛ اما مایه تاسف است که او به جای بیرون، داخل خانه بازی میکند…
پس از اینکه طوفان دارکوب زبله و دوست گرگش را در یک جزیره متروکه سرگردان میکند، آنها برای پیدا کردن غذا به جان یکدیگر میافتند.
والی والروس، صاحب یک مسافرخانه، آگهیای در روزنامه محلی چاپ میکند و به دنبال یک همدم میگردد. دارکوب زبله این آگهی را میخواند و تصمیم میگیرد با پوش…
دارکوب زبله برای غذا خوردن بیرون میرود و به اشتباه وارد مغازه یک تاکسیدرمیست میشود، چرا که فکر میکند آنجا رستوران است. تاکسیدرمیست هم که به دنبال ی…
روزنامهای اعلام میکند که ایوان آوفولیچ، سفیر مشهور، قرار است در یک مهمانی باربیکیو با والی والروس، شهروند محلی، شرکت کند. متاسفانه در حالی که والی م…
دارکوب زبله برای بازی گلف به پارک میرود و خیلی زود با کارگرانی که مشغول سیمانکاری پیادهرو هستند، درگیر میشود.
دارکوب زبله بیرون آرایشگاه سویل ایستاده و به تبلیغات نگاه میکند. او که دلش یک «اصلاح پیروزی» میخواهد، تصمیم میگیرد وارد مغازه شود اما متوجه میشود …
جمعیتی در ساحل جمع میشوند تا شاهد کتک خوردن دارکوب زبله توسط والی والروس باشند که در حال گذراندن تعطیلات است. والی در قالب فلشبک توضیح میدهد که چرا…
دارکوب زبله که در حال برنامهریزی برای تعطیلات است، در روزنامه درباره اقامتگاه «سوئیس چارد» میخواند که وعده غذاهای لذیذ فراوانی را داده است (که به قو…
وودی دارکوب از سیرک دیدن میکند. او در حالی که آواز «من به نمایشگاه حیوانات رفتم» را میخواند، از میان قفس یک ببر عبور میکند. وقتی وودی به یک کرگدن ن…
روز مسابقه بزرگ بیسبال بین دو تیم «دریپس» و «دروپس» است و دارکوب زبله تلاش میکند بدون خریدن بلیط و مخفیانه وارد ورزشگاه شود. یک مامور پلیس مدام او را…
یک تابلوی جادهای میپرسد: «آیا این سفر واقعاً ضروری است؟» دارکوب زبله پاسخ میدهد: «البته که ضروری است، من یک شر لازم هستم.» مشخص است که رفتارهای میه…
گاو نر از میان یک سوراخ کوچک تماشا میکند که ماتادور بزرگ، وودی دارکوب، در حال خودنمایی برای تماشاگران است. گاو که دیگر طاقتش تمام شده، به داخل میدان …
وودی با خوشحالی و دیوانهبازی در حال رانندگی در خیابان است که ماشینش خراب میشود. او سعی میکند از گرگی که در آن نزدیکی است برای تعمیر آن وام بگیرد. گ…
وودی دارکوب یک کارگر اصطبل است. اصطبلها درست در یک فرودگاه واقع شدهاند و صدای غرش هواپیماها در آسمان، اشتیاق او را برای پرواز شعلهور میکند. دارکوب…
موشی که در کافه زووی خوابیده است، با صدای جعبه موسیقی خوابش آشفته میشود.
دارکوب زبله روز خود را با آواز خواندن با صدای بلند و نوک زدن به درختان میگذراند. او حیوانات دیگر جنگل را خشمگین میکند، البته در مواقعی که آنها را ب…
وودی وودپکر در حال رانندگی در حومه شهر است و، بگذارید اینطور بگوییم، چندان پایبند به قوانین نیست. او عملاً با درگیر شدن با پلیس راهنمایی و رانندگی که…
دوستان دارکوب زبله به او هشدار میدهند که موشخرما پیشبینی یک کولاک شدید را کرده است. دارکوب زبله بیخیال و بیتوجه، تصمیم میگیرد با دوستانش به جنوب…
تلفیقی از داستان سه خرس و شنلقرمزی که به سبک کمدی و خاص تکس آوری روایت میشود.
یک دارکوب (وودی) مدام به سقف خانه اندی پاندا و پدرش نوک میزند. پدر خانواده تصمیم میگیرد جلوی او را بگیرد.
یک شب در باشگاه شبانه پنگوئنها (و یکی دو گراز دریایی). نمایش روی صحنه شامل اجرای یک پنگوئن شبیه به بینگ کرازبی است که نسخهای جاز از ترانه «وقتی قایق…