سال ۱۹۱۸. فابیان بالینت مجبور میشود در جبهه ایتالیا انسانها را بکشد. در خانه، پسرانش کشیش را که معشوقه مادرشان است، در رودخانه کراسنا غرق میکنند. ه…
گروهی از دهقانان بدون زمین مجارستانی، کار به عنوان کارگران مهاجر را در مزرعهای در شمال آلمان میپذیرند که دستمزد خوبی دارد و همسران و خانوادههایشان …
در بوداپست سال ۱۹۴۴، یک ساعتساز، یک کتابفروش و یک نجار در یک کافه همراه با صاحب آن در حال نوشیدن هستند که غریبهای به آنها ملحق میشود. ساعتساز یک…
در مجارستان دهه ۱۹۳۰، لورینتس پارسن نگی، یک اشرافزاده جوان، دچار بیداری اخلاقی میشود. او زندگی مرفه خود را رها میکند تا به تشکیلات زیرزمینی سوسیالی…
رئیس صومعه در حال مرگ است و با نزدیک شدن به زمان انتخاب رئیس جدید، اعضا به دو گروه تقسیم میشوند. راهبههای جوانتر به رهبری ویرجینیا، خواهان تغییر جز…
در این کمدی درام غیرمعمول، کرکس تصور میکند که پلیس به دنبال اوست، در حالی که این فقط یک شوخی از طرف دوستانش است. او به زادگاهش بازمیگردد؛ جایی که در…
وقتی یک معلم زبان لاتین مقالهای درباره ژنرال کارتاژی، هانیبال، منتشر میکند، به سرعت به عنوان یک نابغه مشهور مورد تحسین قرار میگیرد، اما در واقع به …