کاپیتان بوریان، شمشیرزن پادشاه و قهرمان نبرد فلاندر، به پاریس بازمیگردد تا آن را در چنگال ترس بیابد؛ یک «خونآشام یا جادوگر» در «برج گناه» مردان جوان…
گروهی از تبهکاران توطئه میکنند تا گنجینه یک جنایتکار دیگر را که در یک خزانه عظیم مجهز به تلههای انفجاری پنهان شده است، به سرقت ببرند.
گروهی از مأموران خودخوانده و نقابدار، تبهکاران را با طنابی که از موزه سیاه اسکاتلند یارد دزدیدهاند به دار میآویزند.
پژوهشگران در جنگلهای آفریقا دختر جوان سفیدی را پیدا میکنند که با قبیلهای زندگی میکند که او را به عنوان الهه میپرستند. آنها او را با خود میبرند …