یک مالک جوان هاسیندا به دلیل دوران جوانی آسیبزای خود به آزار و اذیت زنان میپردازد، در حالی که مادرش بر اقدامات سادیستی او سرپوش میگذارد.
زن جوان و زیبایی با یک پیرمرد ثروتمند و نابینا ازدواج میکند. او در حین زندگی در آن خانه، از توطئهای برای قتل شوهر سالخوردهاش باخبر میشود.
جو، راهزنی که به اندازه تمام راهزنان غرب وحشی منفور است، با این حال از ثروتمندان میدزدد و به فقرا میدهد. او نه تنها فردی قاتل و بدخلق است، بلکه رفتا…
روت و میشل پس از اینکه روت با مرد دیگری به نام پل آشنا میشود، از هم جدا میشوند. روت و پل برای گذراندن تابستان به ویلای ساحلی آفتابی و آرامشبخش او م…