سال ۱۹۷۵ است و مارتین نوجوانی است که میخواهد از محیط خفهکننده خانهای که تحت سلطه پدر الکلی و مادر همیشه رنجکشیدهاش است، فرار کند. وقتی میکه، دوست…
پس از چند ملاقات تصادفی، دیدارهای شبانه با خولی به مهمترین چیز در زندگی خوان تبدیل میشود. انشاءالله خیال میتواند به واقعیت تبدیل شود.