بادی، ولگرد قانونشکنی است که پس از آنکه همراه سرخپوستش به اشتباه کیفی حاوی ابزارهای جراحی را میدزدد، با یک پزشک اشتباه گرفته میشود.
آلفردو که به جرم سرقت و کلاهبرداری زندانی شده بود، پس از گذراندن دوران محکومیت خود متوجه میشود که همسرش آدلینا دیگر تمایلی به زندگی با او ندارد.