هری هو که مرد بدشانسی است، بالاخره تصمیم میگیرد در سیامین سالگرد تولد دوستدخترش، آنیتا، از او خواستگاری کند. اما وقتی آنیتا تصمیم میگیرد تولدش را …
بعد از اینکه «ویلی بنک» مالک کازینو به «رابن تیشکاف»، که یکی از یازده یار اصلی است، نارو می زند، «دنی» افرادش را برای سرقت بعدی آماده میکند.