فانتاگیرو و روموالدو در حال آماده شدن برای عروسی خود هستند که ملکه سیاه، خشمگین از عشق عمیق آنها، پدر فانتاگیرو را اسیر میکند. روموالدو و سربازانش ب…
ونیز، قرن شانزدهم. جولیو، یک نجیبزاده غریبه، شب خاطرهانگیزی را در شهر سپری میکند و در آنجا با دو زن زیبا آشنا شده و همبستر میشود. آنها آنجلا، زن…