یک دختر آرام از طبقه کارگر، پس از دریافت نامهای از مادرش، پرورشگاه دولتی در بوداپست را که در آن بزرگ شده بود ترک میکند و برای ملاقات با او به یک سفر…
اتین لانتیه که در سال ۱۸۶۳ به دلیل فعالیتهای اتحادیهای از راهآهن اخراج شده بود، در معدن زغالسنگ وورو کاری پیدا میکند. اما کار سخت، دستمزدها پایین…