اوت ۱۹۸۴؛ ویکتور در طول تعطیلات تابستانی نزد عمه و پسرعمهاش میماند. اگر علاقه او به پسرعمه پانزده سالهاش، دنیس، یا ترسش از سگ همسایه نبود، شاید آن …
یک زن یهودی به نام یتل ردلیش به همراه دخترش رجینا از آلمان نازی فرار میکند تا به همسرش والتر در مزرعهای در کنیا بپیوندد. در ابتدا، یتل از سازگاری با…