سه مرد با قدرتهای ماوراءطبیعی در یک جنگ قبیلهای دخالت میکنند تا از نابودی ساکنان یک روستا توسط آمازونهای شرور جلوگیری کنند.
برای بیش از ۱۵ سال، دو دوست و تبهکار اهل مارسی برای بقا با قانون، باندهای رقیب، مقامات زندان و حتی سواحل مینگذاریشده مبارزه میکنند.
آسونتا، زنی از طبقه عامه مردم ناپل، به دلیل حسادت دوستپسرش میکله، چهرهاش زخمی و آسیبدیده میشود.