یک داستان عاشقانه در زمان جنگ درباره یک مرد و زن تنها که در یک بعدازظهر بارانی در نیویورک با هم آشنا میشوند.
صفحه 2199
یک داستان عاشقانه در زمان جنگ درباره یک مرد و زن تنها که در یک بعدازظهر بارانی در نیویورک با هم آشنا میشوند.
در حین سواری با پونی جدیدش سینوا، کلای گیبسون جوان به طور تصادفی مخفیگاه تریس هاتن، قاتل فراری را پیدا میکند. او بلافاصله موضوع را به کلانتر آدامز گزارش میدهد و کلانتر اکیداً به او توصیه میکند که به هیچکس در این باره چیزی نگوید. متاسفانه کلای موضوع را با پ…
یک حفار نفت در تگزاس نقشهای میکشد تا میلیونها دلار نفت را به سرقت ببرد.
پلیس پاریس یک افسر کشتی انگلیسی را استخدام میکند تا با نفوذ به یک باند جعل اسکناس، به دستگیری آنها کمک کند.
چاک رادول گاوچرانی قمارباز است که متوجه میشود اگر دست ماری، که یک رقصنده است، را در دست بگیرد، در بازی رولت شانس میآورد. با این حال، ماری علاقهای به گرفتن دست او ندارد، دستکم نه در ابتدا...
در قلب پاریس، زندگی معمولی یک رستوراندار با ورود دختر همسر سابقش که ادعا میکند پس از مرگ مادرش به کمک نیاز دارد، به هم میریزد. پس از ازدواج با او، با درگیر شدن این دختر با یک دانشجوی جوان، تنشها بالا میگیرد و به خیانت و قتل ختم میشود. با فاش شدن رازها، ا…
این فیلم داستانهای عاشقانه چند جوان را روایت میکند: ناندو، صاحب یک تعمیرگاه مکانیکی، درآمد خود را با ژست گرفتن برای رمانهای تصویری افزایش میدهد که این کار باعث حسادت دوستدخترش ماریسا میشود. اوتلو که به عنوان آرایشگر کار میکند، صمیمانه عاشق آدریانا، خواه…
امی ایکوشیما، بازیگر ستاره گروه «رزها»، دل و دماغ چندانی ندارد، اما با شنیدن خبر مرگ ناگهانی پدرش، انمی، ناامید نمیشود و آن شب با شور و حرارت روی صحنه اجرا میکند و تماشاگران زیادی را به خود جذب میکند.
اسمدلی، مدیر هتل برفی که چیلی ویلی در آن اقامت دارد، متوجه میشود که چیلی صورتحساب خود را پرداخت نکرده است. وقتی چیلی همچنان از پرداخت پول خودداری میکند، اسمدلی روشهای مختلفی را برای بیرون کردن او امتحان میکند، اما تمام تلاشهایش توسط چیلی یا به دلیل بیعر…
اسمدلی مدیر دره سنگ تعادل است، جایی که تختهسنگهای مختلف روی ستونهای بلند قرار گرفتهاند. همانطور که اسمدلی توضیح میدهد، کوچکترین صدایی برای سقوط سنگها کافی است («باید از یک ماهی قرمز در یک آکواریوم ضد صدا هم ساکتتر باشی»)، بنابراین تعجبی ندارد که وقتی …
دیوی کروکات کوچک از بچگی یاد میگیرد که با سلاحهای مختلف به خرسها شلیک کند، اما وقتی بزرگ میشود و با تفنگ شکاری شروع به شلیکهای جدی به سمت آقای خرس میکند، آقای خرس از این کار به شدت عصبانی میشود و به دیوی کروکات پیشنهاد میکند که هدف شلیک خود را به سمت ی…
بعد از اینکه صاحب تام به او دستور میدهد کثیفکاریهایی را که هنگام تعقیب جری به بار آورده تمیز کند، تام آگهی استخدام گربهای برای همراهی یک پیرزن را میبیند. تام خانه فعلی خود را به امید زندگی بهتر ترک میکند، اما متوجه میشود که آن پیرزن یک جادوگر است.
یک خرس رقصنده از باغوحش فرار میکند و راهش را به خانه تام و جری پیدا میکند. او با تام میرقصد و این کار باعث میشود تام نتواند با پلیس تماس بگیرد؛ جری هم از هر فرصتی برای پخش موسیقی استفاده میکند تا تام و خرس را در حال رقص نگه دارد.
یک جوجه دارکوب گمشده که فکر میکند جری مادرش است، هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا این موش را از دست تام که دوباره در حال تعقیب اوست نجات دهد. این اثر یک بازسازی سینماسکوپ از کارتون «دردسرهای تخممرغ» محصول سال ۱۹۴۹ است.
جری با صدای راوی داستان را تعریف میکند: تام به شدت عاشق گربه همسایه شده و با گربه پولداری به نام بوچ برای به دست آوردن دل او رقابت میکند. اما بوچ در هر مرحله به شکل مضحکی بیشتر از تام خرج میکند. پس از آن، تام مسیر سقوط را طی میکند تا جایی که او را در حال ف…
دارکوب زبله به عنوان یک پیکرتراش چوب کار میکند، شغلی که بسیار مناسب یک دارکوب است. او در حال تراشیدن یک مجسمه چوبی است که رئیس چارلی هورس قانونشکن، در حالی که توسط کلانتر تعقیب میشود، به مغازه دارکوب زبله پناه میبرد. کلانتر نیز از راه میرسد و پیش از اینکه…
دارکوب زبله در حال خواندن داستان «هانسل و گرتل» برای دو پسرعموی جوانش، ناتهد (پسر) و اسپلیتر (دختر) است. بچهها تصمیم میگیرند در جنگل گم شوند. گربهای آنها را میبیند و به یک خانه شیرینی زنجبیلی میکشاند. گربه سعی میکند از بچهها پای دارکوب درست کند، اما آ…
این کارتون یک تجربه عجیب و غریب است که میپرسد: «چه میشد اگر دارکوب زبله به اندازه تام بندانگشتی بود و مجبور میشد در یک توپ بولینگ زندگی کند؟»
یک ساعتساز برای پیدا کردن یک پرنده فاخته به جنگل میرود و دارکوب زبله را پیدا میکند. ساعتساز با این تصور که یک دارکوب میتواند جایگزین فاخته شود، تصمیم میگیرد او را بگیرد، به خانه ببرد و در ساعت به کار بگیرد. دارکوب زبله ایده دیگری دارد و ساعتساز را با یک…
آرت، که یک نقاش است، بخشنامهای دریافت میکند که در آن جایزهای برای بهترین نقاشی از یک گل کویری اعلام شده است. دارکوب زبله نیز آن را میخواند و تصمیم میگیرد وارد رقابت شود. او و آرت در سراسر کویر بر سر اینکه چه کسی تنها گل کویری منطقه را نقاشی کند، با هم می…
دارکوب زبله از آبشار نیاگارا دیدن میکند و درباره رفتن به درون آبشار معروف با یک بشکه سوال میکند که نگهبان به او میگوید این کار ممنوع است. دارکوب زبله بلافاصله تصمیم میگیرد به هر حال این کار را انجام دهد.
داستان در یک شهر صنعتی جریان دارد؛ جایی که یک معلم ادبیات جوان و جذاب برای تدریس در یک مدرسه شبانه وارد شهر میشود. یکی از کارگران کارخانه متالورژی عاشق این دختر تحصیلکرده میشود، اما ارتباط برقرار کردن میان این دو جوان بسیار چالشبرانگیز از آب درمیآید.
ملوان زبل و اولیو در حال رانندگی در یک منطقه روستایی کوهستانی هستند؛ یک زن روستایی بسیار تنومند به دنبال شوهر میگردد و ملوان زبل را میقاپد. وقتی اسفناج ملوان زبل از دستش میافتد، این اولیو است که باید اوضاع را نجات دهد.
ملوان زبل تازه ساخت خانهاش را تمام کرده است که گروهی از موریانهها به آن حمله میکنند.
55,409 عنوان، صفحه 2199 از 2309