وقتی زاویه راسین، قاضی سختگیر و ترسناک دادگاه فرانسه، در یک پرونده قتل با یکی از اعضای هیئت منصفه به نام دیت لورنسن کوتره که زنی فرانسوی-دانمارکی است روبرو میشود، گذشته مشترک آنها به آرامی فاش میگردد.
وقتی زاویه راسین، قاضی سختگیر و ترسناک دادگاه فرانسه، در یک پرونده قتل با یکی از اعضای هیئت منصفه به نام دیت لورنسن کوتره که زنی فرانسوی-دانمارکی است روبرو میشود، گذشته مشترک آنها به آرامی فاش میگردد.
Mick Haller وکیل مدافع فردی است که خود را Lincoln معرفی می کند او ادعا می کند که زنی می خواسته است که از او زورگیری کند ولی وقتی که هلر به شواهد علیه او نگاه می کند متوجه می شود که این پرونده به یک پرونده ی قدیمی او ارتباط دارد ...
وقتی تامی کالینز بیکار متوجه میشود که اعضای هیئت منصفه قرنطینهشده از اتاق و غذای رایگان و همچنین روزانه ۵ دلار دستمزد بهرهمند میشوند، کاری میکند تا به عنوان عضو هیئت منصفه در یک دادگاه قتل منصوب شود. او پس از ورود به آنجا، هر کاری که میتواند انجام میدهد…
ریچارد دایس که برای حضور در هیئت منصفه احضار شده است، متوجه میشود اولین عشق دوران جوانیاش که عشقی یکطرفه بوده، به اتهام قتل در حال محاکمه است. ریچارد ناامیدانه تلاش میکند تا بیگناهی مولی را ثابت کند و در عین حال کلاف سردرگم قتل، باجخواهی و شهادت دروغ را …
یک داروساز میانسال، متاهل و محترم در لحظهای از جنون، زن جوانی را که در کنار دریاچه در حال آفتاب گرفتن است به قتل میرساند. او که قادر به درک کار خود نیست، از صحنه جرم فرار میکند و طوری رفتار میکند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. در نهایت، دوستپسر آن زن به…
در حالی که دومینیک مارسو به اتهام قتل گیلبرت تلیه در حال محاکمه است، اظهارات شاهدان مختلف تصویری از نوع رابطهای که این دو با یکدیگر داشتند ترسیم میکند.
مردی که یک قاطر سخنگو دارد در یک روزنامه شغلی پیدا میکند و هر دو درگیر یک پرونده قتل میشوند.
السا لوندنشتاین متهم به قتل معشوق خود شده است. اعضای هیئت منصفه به شدت درباره این پرونده بحث میکنند. همه اعضا به نوعی به دلیل تجربیات زندگی شخصی خود دچار پیشداوری هستند و در نتیجه، هر یک از آنها برداشت متفاوتی از حقایق ارائه شده دارد.
یکی از اعضای هیئت منصفه در یک دادگاه قتل، متقاعد شده است که متهم بیگناه است.
استن” و “الی” سرنخ های پیدا میکنن که نشون دهنده اعمال شرور گانگستر های باتچ هست. اونا برای یک سفر دنبال همسفر میگردن و تو روزنامه آگهی میدن و دختر باتچ (قصاب) اون آگهی رو می بینه …