داستان این انیمشن جذاب درباره یک جعبه ، بطری ، قوطی و زباله هایی رها شده و نادیده گرفته شده است. ولی بطور اتفاقی سرنوشت شان برای همیشه تغییر می کند زمانی که جعبه اسباب بازی یک کودک، آنها را درگیر یک ماجرای عجیب می کند که ...
داستان این انیمشن جذاب درباره یک جعبه ، بطری ، قوطی و زباله هایی رها شده و نادیده گرفته شده است. ولی بطور اتفاقی سرنوشت شان برای همیشه تغییر می کند زمانی که جعبه اسباب بازی یک کودک، آنها را درگیر یک ماجرای عجیب می کند که ...
خانم "ماروا منسن" زنی سالخورده و بسیار دیندار است که قصد دارد یکی از اتاقهای خانهاش را اجاره دهد. وی با شخصی که خود را پروفسور معرفی کرده آشنا شده است. پروفسور از اتاق مذکور خوشش آمده و قرار میشود که اتاق را بگیرد ولی با این اجازه که وی و چند تن از دوستانش…
داستان خانواده ای را روایت میکند که هر یک از اعضای آن خصوصیات عجیبی را دارا هستند. پدر خانواده که "هومر" نام دارد کچل است و به هیچ چیزی جز خوردن دونات و کسب پول نیست، او احمقی بیش نیست و تنها دردسر های خانواده اش را بیشتر میکند. پسرشان "بارت" نیز دست کم از پدر…
اوندرای کوچک به بیماری آسم مبتلا است و به همین دلیل والدینش اسباببازی محبوب او را دور میاندازند: یک خرس عروسکی قدیمی و کهنه به نام کوکی. همان شب، اوندرا خواب میبیند که کوکی مصمم است راه بازگشت به خانه را از میان زبالهدانی پیدا کند. در تخیل این پسر بچه، خرس…
صدها سال است که انسان ها کره ي زمين را به دليل آلودگي ترک کرده اند و روباتي به نام «والي» هم چنان به کار زباله جمع کردن مشغول است. تا اين که از طرف انسان ها روباتي به نام «ايو» به کره ي زمين فرستاده مي شود تا امکان بازگشت تمدن بشري به زمين را بررسي کند. خيلي ز…
المو پتوی آبی پرزدار و کهنه خود را بیشتر از هر چیز دیگری در دنیا دوست دارد. اما وقتی پتوی المو از طریق یک تونل رنگارنگ و چرخان به درون «گروچلند»، کثیفترین جای زمین کشیده میشود، المو برای پس گرفتن دارایی ارزشمندش راهی سفری ماجراجویانه به گروچلند میشود.
در این مستند، کوتینیو به بررسی وضعیت اسفبار افرادی میپردازد که از زبالههای شهرهای برزیل امرار معاش میکنند. این مردم زندگی خود را با زبالهگردی در زبالهدانیهای عظیم شهری میگذرانند و به دنبال هر چیزی میگردند که بتوانند بفروشند یا بخورند.
موجودات فضایی بیادب، کریه و کوچکی معروف به «بچههای سطل زباله» به پسر جوانی کمک میکنند تا از قلدرهای مدرسهاش انتقام بگیرد و دختر رویاهایش را به دست آورد.
نیکاندر، یک زبالهجمعکن و کارآفرین مشتاق، وقتی شریک تجاریاش میمیرد، نقشههایش برای موفقیت نقش بر آب میشود. یک شب، او با ایلونا، صندوقدار بدشانس یک سوپرمارکت محلی آشنا میشود. به تدریج و با تردید، پیوندی میان آن دو شکل میگیرد.