بارسلون، اسپانیا، اواخر دهه شصت میلادی. اوخِنیو، جواهرفروش جوانی است که تا سر حد شیفتگی دلباختهٔ کونچیتا، خوانندهای با استعداد شده است. او آنقدر مجذوب اوست که تصمیم میگیرد نواختن گیتار را یاد بگیرد تا در اجراهایش او را همراهی کند. اما پیش از آنکه بتواند د…