اِوا برای گرفتن انتقام مرگ دخترش از میلیاردر گیلی، نقشهای میکشد. او با ظاهری مبدل در مهمانی او شرکت میکند تا نقشه انتقامجویانهاش را اجرا کند. اما ...
اِوا برای گرفتن انتقام مرگ دخترش از میلیاردر گیلی، نقشهای میکشد. او با ظاهری مبدل در مهمانی او شرکت میکند تا نقشه انتقامجویانهاش را اجرا کند. اما ...
ساشا، یک خون آشام نوجوان، از کودکی به دلیل تجربهای تروماتیک در جشن تولدش، از کشتن انسانها برای تغذیه امتناع میورزد و دندانهای نیش او رشد نکردهاند. او با پاول، پسری که قصد خودکشی دارد، آشنا میشود و تصمیم میگیرند به یکدیگر کمک کنند: ساشا در خودکشی به پاو…
داستان فیلم درباره گروهی مافیایی است که در تجارت طلا فعالیت میکنند. مارکو به دلایل شخصی با این گروه وارد جنگ میشود و ...
بیست سال پیش، وقوع اتفاقاتی غم انگیز و هولناک مردم شهر میلوود را وحشت زده می کند. اکنون گروهی از دختران نوجوان با یک تبهکار خطرناک به نام ای روبرو می شوند و ...
وقتی دخترش به طرز وحشیانه ای به قتل می رسد و تحقق قانون عدالت بعید به نظر می رسد، "ویلیام دانکن" قانون را در دستان خود می گیرد و به دنبال قصاص می رود و ...
نه سال پس از زلزله و سونامی توهوکو در سال 2011، دو مورد قتل در سندای، استان میاگی رخ می دهد. فرض بر این است که دو قربانی توسط یک فرد به قتل رسیده اند، ولی ...
داستان فیلم در مورد یک اعجوبه موسیقی به نام شارلوت و یک ستاره جدید به نام الیزابت است که برخورد آن ها با همدیگر، این دو را به سمت یک مسیر شیطانی با عواقبی شوکه کننده می کشاند…
سه دوچرخهسوار کوهستان در «کوهستان خون» با چند شکارچی برخوردی مرگبار پیدا میکنند.
زن جوانی برای پرداخت هزینههای بیمارستان همسرش که در وضعیت گیاهی است، تقلا میکند. علیرغم تلاشهای سخت او، هیچ امیدی به بیدار شدن همسرش نیست، تا اینکه فرصتی پیش میآید.
دلقک دستوپاچلفتی و بیمزه، ریچارد «استیچز» گریندل، در جشن تولد ۱۰ سالگی تام کوچک برنامه اجرا میکند، اما این پسر و دوستانش با بستن بند کفشهای استیچز با او شوخی میکنند. استیچز لیز میخورد، سقوط میکند و میمیرد. شش سال بعد، تام یک جشن تولد برای دوستانش در خا…
وقتی یک کارگر سیاهپوست دکل نفتی توسط گروهی از نئونازیهای کالیفرنیا کشته میشود، مادربزرگ اسلحهبهدست او از خانه سالمندان فرار میکند تا انتقامش را بگیرد.
یک راننده کامیون، یک مانیستر تراک هشت تنی و ویژه میسازد تا از اراذل و اوباشی که خانوادهاش را به قتل رساندهاند، انتقام بگیرد.
رابرت که خود را یک انتقامجوی مذهبی میپندارد، از آسایشگاه روانی فرار میکند و شروع به سلاخی هر کسی میکند که بین او و انتقام گرفتن از عموی طماعش ایستاده است.
یک رئیس پلیس ترحمبرانگیز که توسط همه اطرافیانش تحقیر میشود، ناگهان تصمیم میگیرد گذشته خود را پاک کند و برای رسیدن به این هدف به روشهای شدیدی متوسل میشود.