یک جنگیر برجسته در حین انجام مراسم جنگیری غیرمجاز برای پدرش، به این شک میافتد که موجودی که با آن در نبرد است، ممکن است موجودی مقدس و شاید حتی خودِ خدا باشد و ...
یک جنگیر برجسته در حین انجام مراسم جنگیری غیرمجاز برای پدرش، به این شک میافتد که موجودی که با آن در نبرد است، ممکن است موجودی مقدس و شاید حتی خودِ خدا باشد و ...
فلیبگ داستان زنی جوان و جسور در لندن است که تلاش میکند بعد از یک اتفاق دردناک، زندگیاش را دوباره روی غلتک بیندازد. او با طنزی سیاه و نگاهی صادقانه روایت داستان زندگیاش را برای ما تعریف میکند. در مسیر پر پیچ و خم زندگی، با خانواده عجیب و غریبش سر و کله می…
پاپی پارنل که درباره پروندههای جرم و جنایت تحقیق و پژوهش میکند، ماموریت مییابد تا به پرونده وارن کیو، مردی که به قتل محکوم شده بپردازد و ...
داستان فیلم نسخهای موزیکال از داستان معروف چارلز دیکنز به نام سرود کریسمس است که در مورد مردی خسیس به نام اسکروج میباشد که با همه اطرافیانش با خودخواهی رفتار میکند. حال او در سه مرحله زمانی به سفری جادویی برده میشود تا دریابد که چگونه در نهایت مجازات خواهد…
چهار دوست صمیمی تصمیم میگیرند که برای تفریح و شکار به جنگلها و ارتفاعات مدار قطب شمال اسکاندیناوی بروند ، اما در آنجا گرفتار یک نیروی عجیب و ترسناک میشوند که باید برای نجات جان خود تلاش کنند و…
پنج دانش آموز پزشکی به این امید که بینشی به درون رمز و راز آنچه بدست بیاورند که در پشت محدودهی زندگی قرار دارد، آزمایشی خطرناک و جسورانه را آغاز میکنند. با متوقف کردن قلبهای خود برای مدت کوتاهی، هر کدام سبب تجربهی نزدیک به مرگ میشود. همانطور که تحقیقات خط…
بعد از اینکه چند ماه از قتل یک دختر میگذرد حتی بدون اینکه هیچ پیشرفتی در پرونده قتل این دختر حاصل شده یا فرد خلافکار مشخص شود، میلدرد هیز تصمیم بزرگی گرفته و قدم خیلی محکم و مهمی در زندگی خود برمی دارد او سه تابلو که مسافران و رهگذران را به شهر کوچک خود هدایت…
در سال 1922 یک برده دار برای به دست آوردن ثروت تلاش میکند تا پسر نوجوانی را متقاعد کند که همسرش را به قتل برساند و…
یک نویسنده رمانهای ترسناک که طلاق گرفته و در حال کنار آمدن با ناپدید شدن پسر خردسالش است، عمارت قدیمیای را به ارث میبرد که محل سکونت موجودات ماوراءالطبیعه شرور است.
توکیکو در حالی که صبورانه منتظر بازگشت همسرش از جنگ جهانی دوم است، پسر چهار سالهاش بیمار میشود. او پسرش را نزد پزشک میبرد اما هیچ راهی برای پرداخت هزینهها ندارد، بنابراین به تنفروشی روی میآورد. یک ماه بعد، همسرش بازمیگردد و با همسر ناامید خود مواجه میش…
ملوان زبل سویپیا را تنبیه بدنی میکند و بدون شام به تختخواب میفرستد. او به خاطر این کار با وجدان خود کلنجار میرود، در حالی که سویپیا وسایلش را جمع میکند و از خانه فرار میکند.