پانجی که برای انتقام از مرگ همسرش، روحش را به جادوی سیاه فروخته بود، قصد داشت زندگیاش را پایان دهد، اما متوجه شد که بدنش اکنون به زنجیر جادوی سیاه درآمده و روحش تحت کنترل است. پس از سرگردانی بیهدف، پانجی با یک جنگجوی پیر مواجه شد که از او کمک خواست تا راهزنی…