پس از اوردوز مادرش، نوجوانی به نام شنل قرمزی از لندن به عمارت مادربزرگ دورافتادهاش در اسکاتلند نقل مکان میکند. در آنجا، اسرار تاریک خانوادگی، کودکان ناپدیدشده و گرگی وحشتناک واقعیت را مخدوش میکنند و او را مجبور میسازند برای بقا بجنگد.
پس از اوردوز مادرش، نوجوانی به نام شنل قرمزی از لندن به عمارت مادربزرگ دورافتادهاش در اسکاتلند نقل مکان میکند. در آنجا، اسرار تاریک خانوادگی، کودکان ناپدیدشده و گرگی وحشتناک واقعیت را مخدوش میکنند و او را مجبور میسازند برای بقا بجنگد.
شنل قرمزی با سیندرلا آشنا می شود. آن ها در راه رسیدن به قلعه پادشاه با کالسکه کدویی مردی را زیر می گیرند و جسدش را پنهان می کنند. اما مهمانی شاهزاده با کشف جسد یک نفر به هم می ریزد. آیا شنل قرمزی می تواند این معما را حل کند؟
در روستایی درست وسط یک صحرای بزرگ زن جوانی به نام والری زندگی می کند که عاشق مرد فقیر چوب بری به نام پیتر است. اما...
یک جادوگر زن و شوهری را وادار می کند که از قصه های قدیمی اشیاء جادویی را بدزدند و نزد او بیاورند تا طلسمی که بر آن ها افتاده را از بین ببرد...
در جنگلی مملو از جادو و شخصیتهای افسانهای، یک نانوا و همسرش راهی سفری میشوند تا طلسمی را که توسط همسایهشان، یک جادوگر کینهتوز، بر آنها نهاده شده است، باطل کنند.
اتحادی از بدذاتها به رهبری فریدا به دنبال تسخیر سرزمین قصهها هستند. اما وقتی الا متوجه میشود که نامادریاش قصد دارد زندگی داستانی او را نابود کند، تغییری شگرف میکند و به رهبر جنبش مقاومت تبدیل میشود.
به دنبال دستگیری مادرش رامونا، ونسا لوتز جوان تصمیم میگیرد به جستجوی مادربزرگش برود که از او دور افتاده است. در راه، باب وولورتون که مشاور مدرسه است او را سوار ماشینش میکند. در طول سفر، لوتز متوجه میشود که باب همان قاتل بدنام بزرگراه آی-۵ است و با شلیک چند …