گابی صاحب مزرعهای به نام «مزرعه بوشار و پسران» است که در آن گوسفند پرورش میدهد. اما او هیچ پسری ندارد؛ در عوض دو دختر دارد که آنها را مانند شاهزادهها بزرگ کرده و اکنون در شهری بزرگ و دور از او زندگی میکنند. یک روز، دختر بزرگتر از او درخواست کمک مالی میک…