تابستان آرام و بیدغدغهی "سسیل" در کنار پدرش در جنوب فرانسه، با ورود زن مرموزی به نام "اَن" دستخوش تغییراتی غیرمنتظره میشود و ...
تابستان آرام و بیدغدغهی "سسیل" در کنار پدرش در جنوب فرانسه، با ورود زن مرموزی به نام "اَن" دستخوش تغییراتی غیرمنتظره میشود و ...
مرد جوانی برای اولین بار در شب بازیهای گروهی با دوستان دختر جدیدش ملاقات میکند که این ملاقات او را تحت فشار قرار میدهد تا تأثیر خوبی بگذارد. اما ناگهان، نامزد سابق او نیز ظاهر میشود و ...
یک فیلم کمدی تاریک درباره دو دوست صمیمی سابق و هم گروهی که در زادگاهشان، در اواخر دهه 20 زندگیشان، دوباره گرد هم میآیند و تصمیم میگیرند گروه را دوباره دور هم جمع کنند و ...
یک رهبر بازنشسته ارکستر به همراه دختر و دوست او در حال گذراندن تعطیلات در آلپ است که دعوتنامهای از ملکه الیزابت برای اجرای موسیقی در تولد شاهزاده فیلیپ دریافت میکند و ...
دو دوست صمیمی تصمیم می گیرند به همراه دخترانشان برای استراحت به یکی از سواحل زیبا سفر کنند ولی …
اتفاقات این فیلم که هفت سال پس از قسمت قبل درحال رخ دادن میباشد ، دربارهی گروهی از دوستان است که به بهانهی سورپرایز کردن مکس و همسرش ، دور هم جمع میشوند تا مدتی را کنار هم سپری کنند ولی …
بعد از گذراندن دو دهه در انگلستان، بيل برايسون به ايالات متحده بر میگردد. در امریکا، بیل به این نتیجه میرسد که بهترین راه برای پیوند با زادگاهش این است که همراه یکی از قدیمیترین رفقایش جادۀ آپالاچی را با پای پیاده در نوردد…
لوسی همیشه از غذا برای فرار از مشکلات زندگی استفاده کرده است، اما وقتی این فرد که خودش را «دوست چاق» گروه مینامد، دوستان قدیمی دوران دانشگاهش را به جنگلهای مونتانا میکشاند، از چهره جدید خود رونمایی میکند؛ لاغر، زیبا و همچنان پر از نقص.
یک دانشجوی جوان در لندن به آپارتمانی نقل مکان میکند و با هماتاقیاش صمیمیترین دوست میشود؛ او ۴ سال بعد به آپارتمان خودش میرود اما ۶ سال پس از جداییشان، دوباره به لندن بازمیگردد تا با دوست قدیمیاش دیداری تازه کند.
بیلی رابینسون به محبوبترین موتورسوار در مسابقات حرفهای موتورکراس تبدیل شده است. اما وقتی پیروزمندانه به زادگاهش بازمیگردد تا غرق در ستایش همگان شود، با حسادت شدید موتورسواران تازهکار و حسود مواجه میشود. وقتی یک مسابقه محلی ترتیب داده میشود، بیلی باید روی…
یک کارمند خجالتی بانک به طور غیرمنتظرهای زن جوانی را به یک کافه دعوت میکند که این ملاقات به یک رابطه یکشبه منجر میشود. وقتی او این موضوع را با دوست سرخوردهاش در میان میگذارد، این نویسنده به او کمک میکند تا مسیر یک صعود اجتماعی خیرهکننده را طی کند.
یاغیانی که تلاش میکنند ارتش را مجبور به ترک قلعه خود کنند، بومیان را به ویسکی معتاد کرده و سپس آنها را متقاعد میکنند تا به سربازان حمله کرده و آنها را بیرون کنند.
وقتی یک پزشک مشهور همسر خیانتکار خود را به قتل میرساند، بهترین دوستش که یک وکیل است دفاع از او را بر عهده میگیرد؛ وکیلی که خودش شک دارد همسرش در حال خیانت به اوست.