یک ملوان تنها در نیروی دریایی عاشق یک روسپی اهل سیاتل میشود و در طول یک مرخصی طولانیمدت که به دلیل گم شدن پروندههای خدمتیاش پیش آمده، نقش پدرخوانده را برای پسر او ایفا میکند.
یک ملوان تنها در نیروی دریایی عاشق یک روسپی اهل سیاتل میشود و در طول یک مرخصی طولانیمدت که به دلیل گم شدن پروندههای خدمتیاش پیش آمده، نقش پدرخوانده را برای پسر او ایفا میکند.
مدت کوتاهی پس از عزیمت ماریوس، فانی متوجه میشود که از او باردار است؛ موضوعی که باعث ناامیدی مادرش و سزار، پدر ماریوس، میشود. او برای تضمین زندگی بهتر برای فرزند متولدنشدهاش، پیشنهاد ازدواج اونوره پانیس، پیرمردی بیوه را میپذیرد.