آنا در زندگی خود درجا میزند؛ او در آستانه ۳۰ سالگی است و به تازگی به زادگاه روستایی خود بازگشته و در یک کلبه کوچک در حیاط پشتی خانه مادرش زندگی میکند. او وقت خود را با کار در یک قایقرانی محلی میگذراند و در اعماق تخیلات خود پنهان میشود و با انگشتان شست خود…