این فیلم سرنوشت فریدا کلر، یک خیاط جوان در سنگالن را روایت میکند که در سال 1904 به قتل پسر 5 سالهاش ارنستلی متهم میشود و ...
این فیلم سرنوشت فریدا کلر، یک خیاط جوان در سنگالن را روایت میکند که در سال 1904 به قتل پسر 5 سالهاش ارنستلی متهم میشود و ...
در ادامهٔ ماجراهای قسمت اول، رابطهٔ پرتنش و عمیق میان الفابا و گلیندا وارد مرحلهای سرنوشتساز میشود. جامعهٔ آز علیه الفابا میشود و او بهعنوان "جادوگر شرور" شناخته میشود، در حالی که گلیندا باید بین حقیقت و نقش "جادوگر خوب" بودن یکی را انتخاب کند. این قسمت …
فیلم براساس داستانی واقعی روایت شده و ظهور و سقوط آهنگساز "جوزف بولونی" شوالیه دو سنت ژرژ، پسر یک برده آفریقایی و صاحب مزرعه فرانسوی را به تصویر کشیده است که به عنوان یک ویولونیست، آهنگساز و شمشیرباز مشهور در جامعه فرانسه به اوج رسید، اما ...
تلاش پادشاه لوئی چهاردهم برای جاودانگی او را به دستگیری و سرقت نیروی زندگی یک پری دریایی سوق میدهد، حرکتی که با کشف این موجود توسط دختر نامشروعش پیچیدهتر میشود و ....
بیست و پنج سال از قتل های وحشتناکی که در شهر آرام "وودزبورو" همه مردم را وحشت زده کرد، می گذرد. اما قاتل جدیدی با پنهان کردن هویت خود، وارد شهر شده و گروهی از نوجوانان را هدف قرار داده است و ...
داستان فیلم دربارهی دختری به نام "آنجل" که در کودکی به تن فروشی فروخته می شود و از طریق نفرت و تنفر از خود در کالیفرنیای دهه 1850 جان سالم به در می برد. اما هنگامی که او با "مایکل هوزیا" ملاقات می کند، متوجه می شود که هیچ شکستگی وجود ندارد که عشق نتواند آن ر…
داستان فیلم بر اساس زندگی واقعی یکی از پدران بنیانگذار آمریکا و دبیر اول وزارت خزانه داری ، الکساندر همیلتون است و ....
«سر ویلیام مکور دل» (گامبن) و همسرش، «لیدی سیلویا» (اسکات تامس)، زوج ثروتمند بریتانیایی، تعداد زیادی از دوستان، نزدیکان و خویشان خود را برای یک هفته شکار و استراحت، به ملک اربابی شان دعوت می کنند. تعدادی پیشخدمت زن و مرد هم مشغول پذیرایی و در ضمن شاهد ماجراهای…
یکی از گله داران بزرگ پسری یتیم را بزرگ کرده و موجب تنفر پسر خود می شود.در حالیکه آن دو بزرگ می شوند،خشمش تبدیل به نفرت شده و در نهایت پسر واقعی برای برادر نانتی خود پاپوش درست می کند و ...
یک آهنگساز بیپول با بیوه جوانی که یک نوزاد دارد ازدواج میکند؛ هرچند که خودش عاشق نامزد برادرش است.
مادری اهل آرکانزاس به شدت نسبت به پسر بزرگش حس مالکیت دارد. او برای جلوگیری از ازدواج پسرش، کاری میکند که او به جنگ جهانی اول اعزام شود.
وقتی یک زن جوان رهاشده نمیتواند مخارج فرزند نامشروع خود را تأمین کند، او را به فرزندی میسپارد و حرفه خوانندگی را دنبال میکند. سالها بعد، او به جستجوی فرزندی میپردازد که از دست داده بود.
«چارلى» ( چاپلین )، شیشه بر دوره گرد، با پسربچه اى ( کوگان ) که مادرش او را رها کرده زندگى میکند. پسر بچه، شیشه ى پنجره هاى خانه ها و مغازه هاى مردم را با پرتاب سنگ میشکند و براى ناپدرى خود کار جور میکند.
یک قاضی شاهد محاکمه دختر نامشروع خود به اتهام نوزادکشی است. او یقین دارد که دخترش به اعدام محکوم خواهد شد.