لس آنجلس، سال ۱۹۵۸: یک کارآگاه در هتلی در مرکز شهر پناه میگیرد و منتظر قاتلانی است که به سراغش میآیند. در طول یک شب، او با ساکنان مختلف هتل ملاقات میکند و حقیقت چگونگی قرار گرفتن او در وضعیت فعلیاش فاش میشود.
لس آنجلس، سال ۱۹۵۸: یک کارآگاه در هتلی در مرکز شهر پناه میگیرد و منتظر قاتلانی است که به سراغش میآیند. در طول یک شب، او با ساکنان مختلف هتل ملاقات میکند و حقیقت چگونگی قرار گرفتن او در وضعیت فعلیاش فاش میشود.
گروهی از گردشگران برای یک سفر ۴ روزه راهی تفریحگاه اسپانیایی السبلز میشوند. وقتی به آنجا میرسند، متوجه میشوند که ساخت هتل هنوز تمام نشده و هوا بسیار افتضاح است. علاوه بر این، چیز عجیبی در مورد کارکنان وجود دارد؛ همه آنها بسیار شبیه به هم هستند. بدتر از همه…
پورکی یک هتل کوچک در شهر اداره میکند. یک بز پیر مبتلا به نقرس برای استراحت وارد هتل میشود، اما یک بچه غاز پرحرف مانع از استراحت او میشود.
در حالی که شهر روستایی هیکسویل منتظر ورود دوشیزه گلوری است، پادوی هتل کوچک او به خواب میرود و در خواب میبیند که او را در یک هتل مجلل و آسمانخراش کلانشهری پیج میکند.
یک ولگرد در لابی هتل مست میکند و در طبقه بالا، سوءتفاهمهایی میان میبل، دو مهمان هتل در اتاق روبرویی او، و نامزد میبل که به ملاقاتش آمده ایجاد میکند.