یک الهه اسب، سه برادر قدرتمند را به دنیا میآورد که راهی دنیای زیرزمین میشوند تا سه شاهزادهخانم را از چنگال سه اژدهای شرور نجات دهند و قلمرو ازدسترفته نیاکان خود را پس بگیرند.
یک الهه اسب، سه برادر قدرتمند را به دنیا میآورد که راهی دنیای زیرزمین میشوند تا سه شاهزادهخانم را از چنگال سه اژدهای شرور نجات دهند و قلمرو ازدسترفته نیاکان خود را پس بگیرند.
دونالد در یک مزرعه تفریحی در حال گذراندن تعطیلات است. پس از اینکه همه زنان زیبا بهترین اسبها را انتخاب میکنند، دونالد با اسب بدبخت و بیحالی به نام روور بوی همسفر میشود. اما روور بوی هیچ تمایلی به همکاری با دونالد ندارد.
اولیو نامهای خداحافظی برای ملوان زبل میفرستد: او دیگر از ملوانها خسته شده و حالا به دنبال گاوچرانهاست؛ او به غرب و به مزرعه «بار وان» رفته است. ملوان زبل بلافاصله برای پیدا کردن او به آنجا سفر میکند و متوجه میشود که بلوتو اداره آنجا را بر عهده دارد.
ملوان زبل و اولیو اویل نمیتوانند بیتفاوت بمانند وقتی بلوتو، فروشنده میوه و ترهبار، با ارابه بیش از حد سنگین خود از راه میرسد، به اسبش شلاق میزند و به او آب نمیدهد. آنها مداخله میکنند.