در ۳۱ اکتبر، دو نوجوان در شهری کوچک به طور تصادفی نیروی شیطانی را بیدار میکنند که برای دههها خفته بود. آنها مجبور میشوند در یک شب ترسناک هالووین، در بازی موش و گربه با هیولایی معروف به «بابی خونین» برای بقا تلاش کنند.
در ۳۱ اکتبر، دو نوجوان در شهری کوچک به طور تصادفی نیروی شیطانی را بیدار میکنند که برای دههها خفته بود. آنها مجبور میشوند در یک شب ترسناک هالووین، در بازی موش و گربه با هیولایی معروف به «بابی خونین» برای بقا تلاش کنند.
در جریان یک خصومت خانوادگی شدید، جودی هاتفیلد و دوستپسرش ریکی مککوی تصمیم میگیرند برای جلوگیری از لو رفتن، شهر را ترک کنند، اما به زودی در حین فرار غافلگیر میشوند. ریکی که تشنه انتقام است، به سراغ هیولای کدو تنبل میرود و آن را زنده میکند تا از این خانواد…