داستان فیلم در موردِ مردی است که در یک گودال پر از جسد به هوش می آید و حافظه اش را هم از دست داده است، حال او باید بفهمد که آیا قاتل یکی از افراد غریبه ای است که او را نجات داده است یا اینکه خودش قاتل است…
داستان فیلم در موردِ مردی است که در یک گودال پر از جسد به هوش می آید و حافظه اش را هم از دست داده است، حال او باید بفهمد که آیا قاتل یکی از افراد غریبه ای است که او را نجات داده است یا اینکه خودش قاتل است…
گروهی از آشپزهای یک تیمارستان مخصوص مجرمان روانی، در جریان یک طوفان و رعدوبرق شدید، همراه با بیماران روانی در داخل ساختمان حبس میشوند.
خانوادهای در جاده گم میشوند و به یک فرقه مخفی و زیرزمینی شیطانپرستی برخورد میکنند که توسط «استاد» ترسناک و خدمتکارش تورگو رهبری میشود.
در این هجویه نظامی و خندهدار، لمون نقش یک سرباز ارتش را بازی میکند که به شدت حوصلهاش سر رفته و در حالی که تلاش میکند مخفیانه و زیر دماغ فرمانده بداخلاقش یک مهمانی راه بیندازد، وارد یک جنگ مغزها با او میشود.