بئو ولف جنگجو باید هیولایی بنام گرندل، که مردم شهر را قتل عام کرده، را شکست دهد و پس از آن نوبت به مادر گرندل میرسد که برای گرفتن انتقام پسرش باز می گردد...
بئو ولف جنگجو باید هیولایی بنام گرندل، که مردم شهر را قتل عام کرده، را شکست دهد و پس از آن نوبت به مادر گرندل میرسد که برای گرفتن انتقام پسرش باز می گردد...
شاه هیگلاک، فرمانروای گاتها، شاهزاده فین و یک سلاح گوی آتشین را به قهرمان خود، بیوولف اژدهاکش میسپارد. آنها دوازده مرد را در ماموریتی برای کمک به شاه هروثگار، فرمانروای دانمارکیها هدایت میکنند که قلمرو زمانی باشکوهش توسط هیولای شکستناپذیر، گرندل، به وحشت…
بیوولف جنگجویی سرگردان است که از وجود موجودی آدمخوار به نام گرندل باخبر میشود؛ موجودی که شبها برای بلعیدن جنگجویان گرفتار در دژ مرزی میآید. این دژ توسط هروتگار اداره میشود. او دختری دارد که ممکن است شوهرش توسط فرمانده ارتش دژ به قتل رسیده باشد.