مردی با کتوشلوار سفید و براق در آستانه اجرای قانون یکپارچهسازی نژادی به شهری کوچک در جنوب میآید. او خود را یک مصلح اجتماعی مینامد، اما کارش این است که آشوب به پا کند؛ آشوبی که به زودی میفهمد خودش هم قادر به کنترل آن نیست.
مردی با کتوشلوار سفید و براق در آستانه اجرای قانون یکپارچهسازی نژادی به شهری کوچک در جنوب میآید. او خود را یک مصلح اجتماعی مینامد، اما کارش این است که آشوب به پا کند؛ آشوبی که به زودی میفهمد خودش هم قادر به کنترل آن نیست.
جزیرا و دختر سیزده ساله اش روزتا از بمباران نیروهای متحدین در روم در دوران جنگ جهانی دوم می گریزند.آنها به دهکده ای که او به دنیا آمده سفر می کنند.در طول سفر و داخل دهکده مادر هر کاری از دستش بر می آید انجام می دهد تا از دخترش محافظت کند و …