این فیلم داستان سگی دوست داشتنی به نام هنک را روایت می کند که آرزوی تبدیل شدن به یک سامورایی قدرتمند را در سر می پروراند. در این میان، گربه ای به نام جیمبو، علیرغم میل باطنی خود، قبول می کند که فنون سامورایی را به هنک آموزش دهد و ...
این فیلم داستان سگی دوست داشتنی به نام هنک را روایت می کند که آرزوی تبدیل شدن به یک سامورایی قدرتمند را در سر می پروراند. در این میان، گربه ای به نام جیمبو، علیرغم میل باطنی خود، قبول می کند که فنون سامورایی را به هنک آموزش دهد و ...
رایدر به همراه سگ های نگهبان ماموریت می یابند تا به یک ماجراجویی پرخطر در یک شهر بزرگ بروند. آنها باید با شهردار شرور و بدنجس آنجا مقابله کنند و مانع به وجود آمدن هرج و مرج شوند و...
اسکوبی دو و گروهش بعداز یک دوره استراحت ، اکنون درگیر یک موضوع دیگر میشوند و باید به جزیرهای که آلوده به زامبی است بروند و دربارهاش تحقیق کنند. اما…
اسنوپی اقدام به اجرای بزرگترين مأموريت زندگیاش میکند و به همراه تيمش راهی آسمانها میشود تا ردی از رقيب ديرينهشان بيابند، اين در حالی است که بهترين دوستش چارلی براون جستجوی حماسی خود برای برگشتن به خانه را شروع کرده است...
پس از جدایی از یکدیگر، اسکوبی-دو، شگی، ولما، دافنه و فرد دوباره با هم متحد میشوند تا درباره روح دزد دریایی به نام موناسکار در یک جزیره مردابی جنزده تحقیق کنند، اما مشخص میشود که روح این دزد دریایی تنها موجود ترسناک جزیره نیست. کارآگاهان جوان همچنین با موجو…
دختر جادوگر جوانی به دلایلی مجبور می شود مستقل زندگی کند. در این راه او خود را در زندگی سخت اجتماعی می بیند، که برای زندگی در این شرایط او از قدرت خود استفاده می کند و شروع به کار می کند، کاری که ماجراهای زیادی را برای او پیش می آورد. کار او پیک هوایی است...
اسکوبی، شگی و اسکرپی در راه رفتن به مدرسه شبانهروزی دخترانه خانم گریموود هستند، جایی که به عنوان معلم ورزش استخدام شدهاند. با این حال، پس از رسیدن به آنجا متوجه میشوند که آنجا نه تنها یک مدرسه دخترانه برای فرزندان هیولاهای معروف است، بلکه یک زن شرور نیز قص…
تام دوباره در حال تعقیب جری است. موش با دستپاچگی به داخل لانه تایک، تولهسگ بولداگ، پناه میبرد. درست در کنار تایک خوابآلود، پدرش اسپایک خوابیده است. تام بدون فکر، تولهسگ را از خانهاش بیرون میکشد. وقتی اسپایک بیدار میشود و این صحنه را میبیند، هشدار سختی …
یک راهزن و اسبش متوجه میشوند که محموله بزرگی از شمش طلا با قطار حمل میشود، بنابراین بلافاصله برای سرقت آن برنامهریزی میکنند. از قضا، دارکوب زبله نگهبان قطار است.
هیچکس در خانه نیست، بنابراین تام دوستان گربه خیابانی خود را دعوت میکند تا فیلمهای خانگی را تماشا کنند (بخشهایی از کارتونهای قبلی که در آنها تام مچ اسپایک را میگیرد). در حالی که آنها مشغول تماشای فیلم هستند، اسپایک مخفیانه وارد میشود.
اسپایک تازه تایک را برای چرت روزانهاش خوابانده است که تام و جری در حین تعقیب و گریز از در بیرون میدوند و به سمت گهواره تایک میروند و او را بیدار میکنند. این اتفاق باعث میشود تایک دچار حمله سکسکه شود. اسپایک به تام هشدار میدهد که دیگر او را بیدار نکند، و …
زوج صاحب تام و اسپایک به این نتیجه میرسند که از پس هزینههای نگهداری هر دو برنمیآیند. آنها توافق میکنند هر کدام که زودتر موش را بگیرد، میتواند بماند؛ تصمیمی که خبر بسیار بدی برای جری است.
اسپایک قوانین سگ بودن را برای پسرش توضیح میدهد: ۱. بهترین دوست انسان بودن (التماس کردن، دراز کشیدن جلوی پا)؛ ۲. دفن کردن استخوانها؛ ۳. دنبال کردن گربهها. درست در همین لحظه، تام و جری از آنجا رد میشوند و سوژه تمرینی مناسبی را فراهم میکنند. اسپایک به تام هش…
جری یک پونز را از پنجه اسپایک بیرون میکشد. اسپایک به نشانه قدردانی، زنگی به جری میدهد تا هر وقت به دردسر افتاد آن را به صدا درآورد.
یک بولداگ یک بچه گربه دوستداشتنی را به سرپرستی قبول میکند، اما نباید بگذارد صاحبش از این موضوع باخبر شود.
یک گربه کلاهگیس سگی را میدزدد تا اسپایک بولداگ را فریب دهد و فرصتی پیدا کند تا قناریای را که اسپایک از آن نگهبانی میکند، بخورد.
گرگ از زندان آلکا-فیز فرار میکند، اما گروهبان مکپودل (دروپی) خستگیناپذیر از پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا، هر جا که او میرود ردش را دنبال میکند.
دروپی به دنبال گرگ، یک یاغی خطرناک، میافتد که لو، یک خواننده زن جذاب را از کافه ربوده است.
سنجاب دیوانه از تیمارستان فرار میکند و سگ نگهبان را به یک تعقیب و گریز طولانی و مضحک میکشاند.
ملوان زبل که دلش برای تولهسگهای پشت ویترین پتشاپ اولیو اویل سوخته است، همه حیوانات (که بیشترشان سگ هستند) را میخرد و آزاد میکند. یک طوطی از رفتن خودداری میکند و با خواندن آهنگ عنوان فیلم، توضیح میدهد که چرا محیط مغازه را ترجیح میدهد. در همین حال، سگها…
ملوان زبل سگ جادویی خود، جیپ، را به دیدن اولیو و سویپیا میبرد، درست در همان زمانی که این کودک نوپا از گهوارهاش فرار کرده است. جیپ، ملوان زبل را در یک تعقیب و گریز پرماجرا برای پیدا کردن سویپیا هدایت میکند.
پورکی و سگش، استریملاین، باغچه بزرگی میکارند. مرغهای همسایه این باغچه را به چشم یک بوفه بزرگ و سلفسرویس میبینند.
پورکی پیگ، شکارچی اردک بیتجربه، توسط یک اردک بازیگوش (دفی داک، در اولین حضور سینماییاش) مسخره میشود.