یک مرغ مادر جوجههایش را برای پیادهروی بیرون میبرد. آنها در طول مسیر با موانعی مانند ترافیک روبرو میشوند. در این میان، یک جوجه دستوپاچلفتی وجود دارد که بارها و بارها بیشتر از بقیه دچار دردسر میشود.
صفحه 112
یک مرغ مادر جوجههایش را برای پیادهروی بیرون میبرد. آنها در طول مسیر با موانعی مانند ترافیک روبرو میشوند. در این میان، یک جوجه دستوپاچلفتی وجود دارد که بارها و بارها بیشتر از بقیه دچار دردسر میشود.
دریادار برد یک پنگوئن از قطب جنوب برای دونالد میفرستد. دونالد از بازی با او لذت میبرد، تا اینکه فکر میکند پنگوئن ماهی قرمز او را خورده است. پنگوئن این کار را نکرده (هنوز)، بنابراین دونالد برای جبران اشتباهش یک ماهی از یخچال میآورد. اما وقتی برمیگردد، دلیل…
فیلمنامه اولیو اویل برای یک فیلم علاءالدین جان میگیرد و ملوان زبل برای به دست آوردن کنترل غول چراغ جادو مبارزه میکند. این اثر، آخرین فیلم از سهگانه رنگی ملوان زبل است.
اولیو یک داستان روحی برای ملوان زبل و بلوتو میخواند. بلوتو آنجا را ترک میکند و یک خانه جنزده راه میاندازد تا آنها را به آنجا بکشاند. اما آنها خیلی زود متوجه نقشه او میشوند و از آن بهتر، یک قوطی رنگ نامرئیکننده پیدا میکنند.
باشگاه هواداران ملوان زبل تلگرافی میفرستد و از آنها میخواهد که از خشونت بکاهند و متمدنانه رفتار کنند. بنابراین همه لباسهای رسمی میپوشند و رفتاری مبادی آداب در پیش میگیرند؛ حداقل برای مدتی کوتاه.
گشتی در باغ وحش به سبک نمادین تکس آوری؛ مجموعهای از شوخیهای کوتاه و بصری که با لجبازیها و اذیتهای کلهتخممرغی نسبت به یک شیر، علیرغم هشدارهای راوی، همراه شده است.
دونالد داک که یک پیکرسان است، استخدام میشود تا در روز جمعه سیزدهم یک بسته مرموز را تحویل دهد. یک گربه سیاه مزاحم و این واقعیت که بسته حاوی یک بمب ساعتی فعال است، کار او را به شدت دشوار میکنند.
پورکی یک هتل کوچک در شهر اداره میکند. یک بز پیر مبتلا به نقرس برای استراحت وارد هتل میشود، اما یک بچه غاز پرحرف مانع از استراحت او میشود.
یک سفرنامه طنزآمیز که شگفتیها و غرایب مختلف را در سراسر ایالات متحده به تصویر میکشد.
دونالد حرکتهایی را که باعث برنده شدن جام هاکیاش شده به برادرزادههایش نشان میدهد. اما پسرها هم چند حرکت مخصوص به خودشان دارند.
اولیو ملوان زبل را برای شام همبرگر دعوت میکند. هماتاقی او، ویمپی، این موضوع را میشنود و خود را به شکل ملوان زبل درمیآورد تا کسی باشد که از این ضیافت لذت میبرد.
ملوان زبل و بلوتو شهربازیهای سکهای رقیب را اداره میکنند و هر دو تلاش میکنند تا ویمپی را به عنوان مشتری جذب کنند. البته ویمپی با کمال میل حاضر است هزینه امروز را سهشنبه پرداخت کند. طبیعتاً شهربازیهای رقیب آنها بخشهایی از ویدیوهای خودشان را نشان میدهند …
ملوان زبل که دلش برای تولهسگهای پشت ویترین پتشاپ اولیو اویل سوخته است، همه حیوانات (که بیشترشان سگ هستند) را میخرد و آزاد میکند. یک طوطی از رفتن خودداری میکند و با خواندن آهنگ عنوان فیلم، توضیح میدهد که چرا محیط مغازه را ترجیح میدهد. در همین حال، سگها…
ملوان زبل در حال خواب دیدن است. در این خواب، بلوتو در عشقبازی او و اولیو مداخله میکند و مدام دست بالا را دارد.
ملوان زبل سویپیا را تنبیه بدنی میکند و بدون شام به تختخواب میفرستد. او به خاطر این کار با وجدان خود کلنجار میرود، در حالی که سویپیا وسایلش را جمع میکند و از خانه فرار میکند.
میکی یک کیت ساخت قایق میخرد و از گوفی و دونالد کمک میگیرد تا آن را سرهم کنند. در نقشهها نوشته شده «آنقدر ساده که یک کودک هم میتواند انجامش دهد»، بنابراین طبیعتاً آنها با مشکلات خاص خود روبرو میشوند. اما طولی نمیکشد که آماده میشوند تا کشتی «ملکه مینی» ر…
دونالد از یک فیلسوف رادیویی میشنود که توصیه میکند هنگام عصبانیت بخندید و تا ده بشمارید. او این روش را با موفقیت امتحان میکند و سپس روی تخت آویزان خود دراز میکشد تا چرت بزند. اما در میان جدال یک کرم ابریشم و مرغی که به دنبالش است، او به سرعت کلافه میشود و …
دونالد هدایت یک گروه پیشاهنگی متشکل از برادرزادههایش را در یک پیادهروی در جنگل بر عهده دارد. دونالد آنقدرها که خودش فکر میکند در امور جنگل تخصص ندارد و این موضوع باعث تفریح و خنده پسرها میشود. او برای جلب دلسوزی آنها، خود را به سس کچاپ آغشته میکند و تظا…
در ادای احترامی به آثار کوتاه برادران فلایشر در دهه بیست میلادی، یک سرایدار قلم مکس فلایشر را هیپنوتیزم میکند تا بتی بوپ را نقاشی کند.
اولیو ملوان زبل را نزد پروفسور بلوتو میبرد تا کمی آداب معاشرت و رفتار محترمانه یاد بگیرد.
ملوان زبل سگ جادویی خود، جیپ، را به دیدن اولیو و سویپیا میبرد، درست در همان زمانی که این کودک نوپا از گهوارهاش فرار کرده است. جیپ، ملوان زبل را در یک تعقیب و گریز پرماجرا برای پیدا کردن سویپیا هدایت میکند.
ملوان زبل برای پیدا کردن پدرش به جزیره گون سفر میکند. او آنجا را پر از گونهای تنومند اما زشت و تابلوی «ورود انسانها ممنوع» میبیند. پدر زندانیاش در ابتدا به او بیمحلی میکند، اما وقتی ملوان زبل توسط گونها دستگیر و برده میشود، قوطی اسفناج او نزدیک پدرش م…
ملوان زبل، اولیو را برای اسکیتسواری به یک پیست میبرد. اولیو تا به حال اسکیتسواری نکرده است، بنابراین ملوان زبل باید به او آموزش دهد، اما او یادگیرنده سریعی نیست. طولی نمیکشد که اولیو سر از بیرون پیست درمیآورد و با سرعت و بدون کنترل به این سو و آن سو میرو…
روز تولد پورکی است. عمویش برای او یک کرم ابریشم میفرستد که با شنیدن کلمه «بدوز» لباس تولید میکند. پورکی بعد از تولید یک جوراب و یک سوتین، کرم را در جیبش میگذارد تا برای مهمانی آماده شود. او از مقداری تونیک مو استفاده میکند، سپس سگش «بلک فیوری» مقداری از آن…
2,811 عنوان، صفحه 112 از 118