وقتی یک جوجهاردک از تخم زیر پای تام بیرون میآید، این نوزاد تازه متولد شده متقاعد میشود که تام مادرش است. تام دوست دارد جوجهاردک را بخورد، اما جری مصمم است جلوی این اتفاق را بگیرد.
وقتی یک جوجهاردک از تخم زیر پای تام بیرون میآید، این نوزاد تازه متولد شده متقاعد میشود که تام مادرش است. تام دوست دارد جوجهاردک را بخورد، اما جری مصمم است جلوی این اتفاق را بگیرد.
هیچکس در خانه نیست، بنابراین تام دوستان گربه خیابانی خود را دعوت میکند تا فیلمهای خانگی را تماشا کنند (بخشهایی از کارتونهای قبلی که در آنها تام مچ اسپایک را میگیرد). در حالی که آنها مشغول تماشای فیلم هستند، اسپایک مخفیانه وارد میشود.
جری تفنگدار یک نامه عاشقانه برای لیلی عزیز دارد. او نامه را به شاگرد جوانش میدهد که برای رساندن آن باید از سد تام بگذرد، اما در نهایت موفق میشود. آنها چند نامه دیگر هم رد و بدل میکنند که سختی زیادی برای موش جوان به همراه دارد.
تام یک تلهموش پیشرفته طراحی میکند که حتی روب گلدبرگ هم به آن حسادت میکرد. در حالی که او خواب است، موشی که تام روی کاغذ کشیده جری را بیدار میکند و گربهای که تام کشیده آنها را تعقیب میکند. وقتی تام بیدار میشود، آنها تغییر استراتژیکی در نقشه ایجاد میکنن…
یک سارق بانک در غرب وحشی فرار میکند و غنائم خود را در درختی پنهان میکند. دارکوب زبله با کیسه حاوی پولها از درخت بیرون میپرد. دارکوب زبله فرار میکند و سارق نیز او را تعقیب میکند. این تعقیب و گریز به شهر بازمیگردد، جایی که سارق تلاشهای زیادی برای پس گرفت…
دارکوب زبله در یک مدرسه تاکسیدرمی زندانی شده است، اما وقتی نوبت به خودش میرسد تا از او استفاده کنند، فرار میکند. سگ نگهبان مامور میشود تا او را بازگرداند.
جاروی یک جادوگر درست بیرون کارخانه جاروسازی، جایی که وودی تصادفاً در آن کار میکند، میشکند. متأسفانه جادوگر ۵۰ سنت لازم برای خرید یک دسته جدید را ندارد.
پس از اینکه یک سگ چندتا از خانههای وودی را خراب میکند، وودی برای فرار از طوفان و باران، به همان خانهای پناه میبرد که سگ در آن زندگی میکند و ماجراهای خندهداری آغاز میشود.
ادوارد شلوتر مولتیمیلیونر، با نام مستعار شولتزه در قرعهکشی کارخانه خودش شرکت میکند و برنده اقامت در یک هتل مجلل میشود. او در لباس یک فقیر به هتل میرود تا رفتار کارکنان و مهمانان را زیر نظر بگیرد. او پیشکار وفادارش یوهان را نیز به عنوان دستیار با خود میبر…
اولیو در پارک نقش پرستار بچه را بازی میکند و ملوان زبل و بلوتو با دوچرخه از کنار او عبور میکنند. آنها بر سر او با هم دعوا میکنند و بچه را بیدار میکنند. سپس به نوبت سعی میکنند گریه بچه را بند بیاورند یا تلاشهای دیگری را خراب کنند. ملوان زبل ادای سگ و هوا…
66,739 عنوان، صفحه 6275 از 6674
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.