فرد برای به دست آوردن توپ بسکتبالی که از تیم محبوب پسر لوس نامزدش است، خود را به عنوان یک هوادار فلج روی ویلچر جا میزند. اما وقتی توپ را میگیرد، توجه دنیس، فیلمساز جوان و جذابی را جلب میکند که میخواهد از یک هوادار معلول در یک فیلم تبلیغاتی برای تیم استفاده کند. فرد مجبور است به بازی در نقش خود ادامه دهد، در حالی که رانی، یک معلول واقعی و بسیار عصبانی، ممکن است هر لحظه دست او را رو کند. بدتر از همه این که عشق هم از راه میرسد...