ریچی داناوان یک دزد حرفهای است که شانسش به تازگی تهکشیده است. ریچی که تنها بازمانده از یک سرقت به شدت ناموفق است، مجبور میشود مسئولیت کار را بر عهده بگیرد و به روسیه فرستاده میشود تا یک صلیب عتیقه بینظیر را که در گاوصندوقی در طبقه پنتهاوس یک آسمانخراش مسکو قفل شده است، بدزدد.