در سال ۱۸۱۸، فانی براون جوان و پرشور، به طور فزایندهای مجذوب شاعر خوشسیما اما گوشهگیر، جان کیتس میشود که در همسایگی دوستان خانوادگی آنها، یعنی خانواده دیلکس زندگی میکند. او پس از خواندن کتاب شعر کیتس، بیشتر به این شاعر کمحرف علاقهمند میشود. هرچند کیتس موافقت میکند به او شعر آموزش دهد، اما نمیتواند بر اساس احساسات متقابلش نسبت به فانی عمل کند، زیرا به عنوان یک شاعر فقیر، پولی برای تامین مخارج یک همسر ندارد.