وقتی آنجی آلبرایت، دانشجوی شیرین دانشکده، کاری را برای نگهداری از یک پسر بچه به مدت یک شب در خانه روستایی و دورافتاده خانوادهاش قبول میکند، هدف یک فرد ترسناک و پوشیده از زخم قرار میگیرد که تماسهای تلفنی مرموزی برقرار میکند و بیرون پنجرهها پرسه میزند. آنجی موفق میشود مچ قاتل احتمالی را بگیرد، اما بهسرعت متوجه میشود که کابوس او تازه شروع شده است.