فیشر ویلو، دختر یک صاحب مزرعه بزرگ در ممفیس است که به دلیل رفتارهایش چندان محبوب نیست. او از افراد کوتهفکر بیزار است و به شوکه کردن و توهین به اطرافیانش تمایل دارد. فیشر پس از بازگشت از تحصیل در خارج از کشور، عاشق جیمی میشود؛ پسر فقیر یک پدر الکلی و مادری مجنون که در فروشگاهی در مزرعه خانوادگی آنها کار میکند.